محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
722
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
خبر پادشاهى يكسوم بن ابرهه اندر يمن و چون يكسوم بن ابرهه به پادشاهى بنشست ، مر حبشه را همچنان بر گماشت بر يمن چنان كه ابرهه به زنان و فرزندان و خواسته ها . و به روزگار ابرهه به يمن اندر مردى بود از فرزندان ملوك حمير از تبّعان پيشين ، و نعمت از وى برفته بود و صبر همى كرد و خاموش [ b 130 ] همى بود ، نام وى العياض و كنيت او ابو مرّه و لقب ذو يزن ، و از بهر آنكه از فرزندان ملوك پيشين بود او را حرمت داشتندى . و او را زنى بود [ نام او ريحانه ] از فرزندان علقمه [ آنكه او را آكل المرار خواندندى و ] ملك يمن به سالها او را بود ، و اندر همه يمن زنى نبود از او نيكوتر ، و سخت با راى و تدبير بود چنان كه ملكان و ملكزادگان باشند ، و او را پسرى آمده بود از ذى يزن و دو ساله شده بود ، نام وى معدى كرب و لقب وى سيف . و ابرهه را خبر آن زن آمده بود . ذو يزن را بخواند و گفت : اگر اين زن را دست باز دارى و اگر نه بكشمت . ذو يزن از بيم جان آن زن را دست باز داشت و ابرهه به زنى كرد و به خانه برد با آن پسرك خرد و هر دو را همى داشت با كسها و عيالان خويش ، چنان كه دارند . و سيف را چون فرزند خويش داشتى . سيف بزرگ شد . پنداشت كه پدر وى ابرهه است . و ذو يزن چون زن از وى بشد ، از شرم و ننگ به زمين يمن نتوانست بودن . از آنجا برفت و هر چه داشت برگرفت و به زمين روم شد به در قيصر ، و او را آگاه كرد كه مردمان يمن به چه سختى اندراند از حبشه ، و نسب